وبلاگ شخصی امیر نقدی لنگرودی

متن مرتبط با «آیدا در آینه» در سایت وبلاگ شخصی امیر نقدی لنگرودی نوشته شده است

دف زنان در نفس باد صبا می پیچد عشق در نی لبک خاطره ها می پیچد

  • نیلوبلاگ

    . دف زنان در نفس باد صبا می پیچد عشق در نی لبک خاطره ها می پیچد آنچنان با تو گره خورده تمام نفسم مثل پیچک که به دیوار شما می پیچد دل من شهره ی شهر است به ورزیدن ِ عشق همه جا نام من ِ بی سر و پا می پیچد عشق دلشوره ی دل های پر از دلتنگی ست چه غم انگیز طنین غـم ما می پیچد بسکه دلتنگ نگاه تو شدم مدت هاست روز و شب یاد تو ، طومار مرا میپیچد طشت رسوایی من ، از سر بام تو شبی به زمین می خورد و در همه جا می پیچد امیر نقدی لنگرودی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ایل ما در لحظه های عزلت خود جان سپرد از همان روزی که دل را دست زلف ارزان سپرد

  • نیلوبلاگ

    ایل ما در لحظه های عزلت خود جان سپرد از همان روزی که دل را دست زلف ارزان سپرد بسکه در نقش رخ دلبر شبی در کوچهها پشت مردان زیادی را به خاک آسان سپرد زلف دود اندود خود را در همان شب شانه کرد عطر گیسو را به رویای شب ایوان سپرد قهوه ی قاجاری چشمش شبی در ایل ما مردهای بی شماری را به قبرستان سپردروسری قرمزش را باد با خود برد و ده چشم مردان را به سودای سر عریان سپرد زلف وا شد !... بیوه شد حتی زن بالای ده آن که مرد پهلوانش دل به این و آن سپرد بعد ِ آن ، آشوب ها در ایل ما بالا گرفت روستا هم ، دل ...

    ادامه مطلب
  • هر چشم به در دوخته ، باید که بسوزد چون جنگل دل سوخته باید که بسوزد

  • نیلوبلاگ

    جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ - 15:48 - امیر نقدی لنگرودی - هر چشم به در دوخته ، باید که بسوزد چون جنگل دل سوخته باید که بسوزد لبخند زدی ، شعله زدی بر دلم اینک این خرمن افروخته باید که بسوزد این حاصل یک عمر ستمدیدگی ام بود این قلب پدر سوخته باید که بسوزد قلبم ضربانش به تمنای تو می زد چون چهره برافروخته باید که بسوزد این رسم عجیبی ست که عشاق غریبند هر دل که نیاموخته باید که بسوزد آموخته ام اینکه دلم از سر شوقت ...

    ادامه مطلب
  • تا به هم دل ندهیم و همگی ما نشویم همچنان قطره آبیم که دریا نشویم

  • نیلوبلاگ

    اولین و تنها وبلاگ رسمی " امیر نقدی لنگرودی " در بلگفا که توسط خودم اداره میشه بقیه صفحات کپی این صفحه هستند." امیر نقدی لنگرودی "متولد:1358/1/1 لنگرود کارمند شاعر " غزل " همه ی سهمم از زندگیست و من اینجا تمام سهمم را با شما تقسیم می کنم. شال آبی ِتو حالم را دگرگون کرده است مانده ام با دلبری هایت ، چه بامن می کنی!کتابهام:چاپ  شده ها :1- مجموعه ی غزل " سارا انار دارد. نقطه از سر خط  "(نشر ایلیا - رشت 89 ، چاپ اول 94 )2- مجموعه غزل،عاشقان...

    ادامه مطلب
  • من داغدار گلوله هایی هستم که از برادر به من شلیک شدند

  • نیلوبلاگ

    اولین و تنها وبلاگ رسمی " امیر نقدی لنگرودی " در بلگفا که توسط خودم اداره میشه بقیه صفحات کپی این صفحه هستند." امیر نقدی لنگرودی "متولد:1358/1/1 لنگرود کارمند شاعر " غزل " همه ی سهمم از زندگیست و من اینجا تمام سهمم را با شما تقسیم می کنم. شال آبی ِتو حالم را دگرگون کرده است مانده ام با دلبری هایت ، چه بامن می کنی!کتابهام:چاپ  شده ها :1- مجموعه ی غزل " سارا انار دارد. نقطه از سر خط  "(نشر ایلیا - رشت 89 ، چاپ اول 94 )2- مجموعه غزل،عاشقان...

    ادامه مطلب
  • ساعت درست پنج عصر بود

  • نیلوبلاگ

    من از شاخه های درخت زیتون که در آفتاب و باد می رقصند به گیسوانت رسیده ام که باد را به وجد آورده است .به تو عشق می ورزم ! چونان فدریکو گارسیا لورکایی که به ساعت پنج عصر عشق می ورزید. آفتاب ، باد و من با تو به وجد آمده بودیم که من عاشقت شدم !محبوب من ! تو چونان اسپانیایی که گیتارهای شکسته را به پایکوبی وا می دارد مرا به زیستن وا داشته ای ! ساعت درست پنج عصر بود که عاشقت شدم .عاشقانه های #امیر_نقدی_لنگرودی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • رشت معشوقه ای ست زیبا ، که خداوند بهشت را در صورتش رونمایی کرده است ،

  • نیلوبلاگ

    رشت معشوقه ای ست زیبا ، که خداوند بهشت را در صورتش رونمایی کرده است ،همیشه در باران قدم می زند و عاشقانه هایش را زمزمه می کند . محبوب من ! در زیر باران های رشت با عاشقانه هایی نقره ای رنگ ، زمزمه ات می کنم با تو بهشت را قدم می زنم چتر هایمان را می بندیم و به آسمان درود می فرستیم و عشق را به همه هدیه می کنیم .دلتنگت که می شوم بی محابا می بارم مانند آسمان رشت که دلتنگ تر از من است . عاشقانه های #امیر_نقدی_لنگرودی از مجموعه نامه های عاشقانه کافه ارد...

    ادامه مطلب
  • تو صدای مرا نمی شنوی تو نگاه مرا نمی خوانیxa0 من چنان غرق در نگاه توام ، که خودم را ندید می گیرمxa0

  • نیلوبلاگ

    کوچه ها را قدم زدم بی تو ، بی تو با روزگار درگیرم بی تو در ازدحام دلتنگی ، زیر باران غصه می میرم تو صدای مرا نمی شنوی تو نگاه مرا نمی خوانی من چنان غرق در نگاه توام ، که خودم را ندید می گیرم حق من این نبود می دانم ، اشتباه بزرگ من بودی گرچه دنیا پر از قشنگی هاست ، از جهان بدون تو سیرم از جهان بدون خاطره ات ، از جهان بدون خنده ی تو از جهان بدون چشمانت ، آه لعنت به هر چه تقدیرم کوچه ها را قدم زدم بی تو ، زیر باران سرد تنهایی زیر رگبار خاطراتت باز ، غصه هایی...

    ادامه مطلب
  • عشقت تمام روح مرا در خودش گرفت از من جدا نمی شود الا به زور مرگ

  • و گیسوان تو در پنجه های خسته ی باد هوای تازه و روح حیات می ریزد

  • رخ می نمایی و دل من ذوق می کند از اینکه روی ماه تو در طالع من است

  • انگور چشم های تو شیراز شعر ها این گونه نوبرانه که در هیچ باغ نیست

  • الا یا ایها الساقی ادر کاسا عنایت کن که قلب بی وفایش را به دست عشق بسپارد

  • محبوب من هر روز کسی درمن به یادت خودکشی می کند

  • گرچه آرامش من حاصل احساس به توست دل توفانی من باز به دریا زده است

  • دل ببر با خنده هایت ، گل بریز از دامنت زندگی گل می دهد در لحظه ی خندیدنت

  • نیلوبلاگ

    xa0xa0xa0xa0xa0دل ببر با خنده هایت ، گل بریز از دامنتزندگی گل می دهد ،در لحظه ی خندیدنتxa0xa0گیسوانت قطعه ای از تک نوازی های بادحسّ و حالی تازهxa0می گیرد دلم از خرمنتxa0دکمه ی پیراهنت را باز کن تا بشکفندغنچه های سر فرو...

    ادامه مطلب
  • چیزی به جز دروغ نصیبم نشد ولی من واگذار می کنمش با خدای او

  • نیلوبلاگ

    یک روز آمد و دل من عاشقانه ریخت دار و ندار و هستی خود را به پای او چیزی# به جز دروغ# نصیبم# نشد ولی من واگذار# می کنمش# با خدای# او xa0امیر نقدی لنگرودی ...

    ادامه مطلب
  • چیزی به جز دروغ نصیبم نشد ولی من واگذار می کنمش با خدای او

  • نیلوبلاگ

    یک روز آمد و دل من را به خنده برد یک روز هم که ساده دلم را شکست ... رفت وقتی که دید xa0هستی من وقف او شده است در لا به لای خاطره هایم نشست ... رفت xa0رفتی ، برو ، دلی که شکسته است ، خسته است از روزگار می ...

    ادامه مطلب
  • تو می خندی و من در تو ، طناب دار می بینم تو را در آستین خود شبیه مار می بینم

  • نیلوبلاگ

    تو می خندی و من در تو ، طناب دار می بینم تو را در آستین خود شبیه مار می بینم xa0 به گوشم زمزمه می کردیxa0 از احساس خود اما تو را این روز ها هر لحظه با اغیار می بینم xa0 شبیه کشوری بعد از نبردیxa0 نابرابر ...

    ادامه مطلب
  • گرچه با رفتن خود قید دلم را زده است در من اینک تب صد خاطره تو بالا زده است

  • نیلوبلاگ

    گرچه, با رفتن, خود قید دلمxa0 راxa0 زده است xa0در من اینک, تب صد خاطره, بالا, زده است xa0 xa0 رفتن,ش قصه ی جان کندن من بودxa0 و دلم xa0 همه ی عمر خودش را به مدارا زده است xa0 xa0 شرح افسانه ی چشمان تو سخت است ،xa0 ولی چشم تو ط...

    ادامه مطلب