
xa0 xa0 xa0 دل من خواست که حیران xa0تو باشم ، چه کنم ؟ شاعر بی سر و سامان xa0تو باشم چه کنم؟ xa0 دل من خواست که مجنون نگاهت بشوم عاشق چشم غزلخوان تو باشم چه کنم؟ xa0 دوست دارم که پریشان بکنی مویت را دوست دارم که پریشان تو باشم چه کنم؟ xa0 دوست دارم که گلی از تو بچینم ، xa0ای کاش زائر قمصر کاشان تو باشم چه کنم؟ xa0 بنشینی و دم از کشف حجابت بزنی دوست دارم که رضاخان تو باشم چه کنم؟ xa0 کافر هرچه خدا باشم و مستی بکنم دوست دارم که مسلمان تو باشم چه کنم؟ xa0 امیر نقدی لنگرودی نوشته شده در شنبه ۱۵ مهر...
ادامه مطلب
xa0 منزوی می شوم و مثل غزل در غم تو سر به صحرای جنون می کشم و می میرم امیر نقدی لنگرودی نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:0 توسط امیر نقدی لنگرودی | ...
ادامه مطلب
این که طوفان زده از حادثه ی تقدیرمxa0 بس که دریای غمت را به خودم می گیرم. xa0 درد من ، حال تو و آینه ها تنهاییست بی تو در آینه ها در شُرُفxa0ِ تکثیرم. xa0 xa0 گرچه این فاصله ها،xa0 خاطره ها را نو کرد xa0روز و شب یاد " تو " را در بغلم می گیرم. xa0 xa0بی تو از خاطره ها خاطره ای می ماندxa0 بی تو با خوب و بدxa0ِ خاطره ها درگیرم. xa0 " ابن سیرین " xa0گره ی خواب مرا می فهمد ای " زلیخاییxa0ِ " چشمان شما ... تعبیرم. xa0 منزوی xa0می شوم و مثل " غزل " در غم تو سر به صحرای جنون می کشم و می میرم. xa0 xa0 ام...
ادامه مطلب