
پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ - 10:10 - امیر نقدی لنگرودی - مرا دیوانه می خواهی همیشه ، با تو هستم عشق ! مکن با من از این بدتر ، خبردار است شستم عشق !نه یادی می کنی از من، نه امّیدی به دیدارت همیشه پای غم هایت صمیمانه نشستم عشق ! دلم را داده ام دستت تمام عمر بی منت به غیر از هُرم آغوشت به جز تو دل نبستم عشق ! شراب چشم هایت هستی ام را مست می سازد من از میخانه ی شیراز در چشم تو مستم عشق ! من از روز ازل درگیر چشم...
ادامه مطلب
سه شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۱ - 15:56 - امیر نقدی لنگرودی - وقتی به تو پیاپی و یکریز می دهد یعنی به مست ، باده لبریز می دهد بیمار چشم تو ، منم و در بهار عمر دنیا به من نشانی پاییز می دهد بی شک به پای فلسفه اش سوختم ولیبا منطقش حواله به ناچیز می دهد نبض شراب های نشابور مست را رندانه دست وحشی چنگیز می دهد یکبار ذره ای به همه خنده می کند یک عمر پشت هم ، غم یکریز می دهد رامشگر خیال تو را مست می کند داغ عزا به محفل...
ادامه مطلب
وقتی دلم شکست لنگرود لرزید کانون زلزله عمق قلب شکسته ام بود بانو! عاشقانه های #ا ...
ادامه مطلب