
سه شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۱ - 15:56 - امیر نقدی لنگرودی - وقتی به تو پیاپی و یکریز می دهد یعنی به مست ، باده لبریز می دهد بیمار چشم تو ، منم و در بهار عمر دنیا به من نشانی پاییز می دهد بی شک به پای فلسفه اش سوختم ولیبا منطقش حواله به ناچیز می دهد نبض شراب های نشابور مست را رندانه دست وحشی چنگیز می دهد یکبار ذره ای به همه خنده می کند یک عمر پشت هم ، غم یکریز می دهد رامشگر خیال تو را مست می کند داغ عزا به محفل...
ادامه مطلب
این زندگی بدون تو یعنی حضور مرگxa0می خندم از نگاه تو اینک به گور مرگxa0xa0عشقت تمام روح مرا در خودش گرفتxa0از من جدا نمی شود الا به زور مرگxa0xa0(هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق )حتی اگر هبوط کند در تنور مرگxa0xa0...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
یک بغض مشترک که همیشه نشسته استxa0 در عاشقانه های من و شعر " بهمنی " xa0 #امیر_نقدی_لنگرودی xa0...
ادامه مطلب
این که طوفان زده از حادثه ی تقدیرمxa0 بس که دریای غمت را به خودم می گیرم. xa0 درد من ، حال تو و آینه ها تنهاییست بی تو در آینه ها در شُرُفxa0ِ تکثیرم. xa0 xa0 گرچه این فاصله ها،xa0 خاطره ها را نو کرد xa0روز و شب یاد " تو " را در بغلم می گیرم. xa0 xa0بی تو از خاطره ها خاطره ای می ماندxa0 بی تو با خوب و بدxa0ِ خاطره ها درگیرم. xa0 " ابن سیرین " xa0گره ی خواب مرا می فهمد ای " زلیخاییxa0ِ " چشمان شما ... تعبیرم. xa0 منزوی xa0می شوم و مثل " غزل " در غم تو سر به صحرای جنون می کشم و می میرم. xa0 xa0 ام...
ادامه مطلب