
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «من سماعی به عمر تاریخم شمس تبریز می شود چشمت» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من سماعی به عمر تاریخم شمس تبریز می شود چشمت غربت مولوی ِ در بلخم داغ یک ریز می شود چشمت بلخ تا قونیه شکوه تو بودمن که آواره ی پر از دردماز یمین و یسار ِ یادت را کوچه کوچه غریب می گردم ...
ادامه مطلب
من سماعی به عمر تاریخم شمس تبریز می شود چشمت غربت مولوی ِ در بلخم داغ یک ریز می شود چشمت بلخ تا قونیه شکوه تو بودمن که آواره ی پر از دردماز یمین و یسار ِ یادت را کوچه کوچه غریب می گردم دف به دف در سکوت رقصیدم در جهانی که درد می رقصد لاف می زد جهان خالی بندجنگجو در نبرد میرقصد در هوایت همیشه می چرخند دست هایم ، پرنده های تو اند تکیه ات را بهانه می گیرند شانه هایی که مبتلای تو اند در چلیپای خط چشمانت کلهر و میرعماد حیرانند از پریشانی خم گیسوت غزلی از بهار می خوانند خط ثلث لبت ، بهارآگین...
ادامه مطلب
سه شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۱ - 15:56 - امیر نقدی لنگرودی - وقتی به تو پیاپی و یکریز می دهد'>دهد یعنی به مست ، باده لبریز می دهد بیمار چشم تو ، منم و در بهار عمر دنیا به من نشانی پاییز می دهد بی شک به پای فلسفه اش سوختم ولیبا منطقش حواله به ناچیز می دهد نبض شراب های نشابور مست را رندانه دست وحشی چنگیز می دهد یکبار ذره ای به همه خنده می کند یک عمر پشت هم ، غم یکریز می دهد رامشگر خیال تو را مست می کند داغ عزا به محفل پرویز می دهد یک عمر هر چه داده به تو باز پس گرفت یک روز می رسد که به تو نیز می دهد ! دنیا مترسکی ست که مثل کلاغ پیر دل را به سرنگونی جالیز می دهد! #امیر_نقدی_لنگرودی بخوانی...
ادامه مطلب
دل ببر با خنده هایت ، گل بریز از دامنتزندگی گل می دهد ،در لحظه ی خندیدنتگیسوانت قطعه ای از تک نوازی های بادحسّ و حالی تازهمی گیرد دلم از خرمنتدکمه ی پیراهنت را باز کن تا بشکفندغنچه های سر فرو...
ادامه مطلب
دل ببر با خنده هایت ، گل بریز از دامنت زندگی گل می دهد ،در لحظه ی خندیدنت گیسوانت قطعه ای ازتکنوازی های باد حسّ شورانگیزمی گیرد دلم بابودنت دکمه ی پیراهنت را باز کن تا بشکفد غنچه های سر فرو برده به صحرای تنت ناز کن ! با عشوه هایت شور بر پا کن ، که من خسته از نامهربانی،خسته از دل کندنتوعده ی دیدارمان ای عشق تا روز حسابتا ابد ، معشوق رویا خون من برگردنتدل ببر با خنده هایت ، گل بریز ا...
ادامه مطلب
تو در نگاه من از عاشقانه ها لبریز من از نگاه تو افتادم اینک آهسته . امیر نقدی لنگرودی نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 7:59 توسط امیر نقدی لنگرودی | ...
ادامه مطلب