خرید بک لینک

این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «‌من سماعی به عمر تاریخم شمس تبریز می شود چشمت» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

‌من سماعی به عمر تاریخم

شمس تبریز می شود چشمت

غربت مولوی ِ در بلخم

داغ یک ریز می شود چشمت

‌بلخ تا قونیه شکوه تو بود

من که آواره ی پر از دردم

از یمین و یسار ِ یادت را

کوچه کوچه غریب می گردم

‌دف به دف در سکوت رقصیدم

در جهانی که درد می رقصد

لاف می زد جهان خالی بند

جنگجو در نبرد می‌رقصد

‌در هوایت همیشه می چرخند

دست هایم ، پرنده های تو اند

تکیه ات را بهانه می گیرند

شانه هایی که مبتلای تو اند

‌در چلیپای خط چشمانت

کلهر و میرعماد حیرانند

از پریشانی خم گیسوت

غزلی از بهار می خوانند

‌خط ثلث لبت ، بهارآگین

مژه هایت خطوط نستعلیق

بوسه هایت بهار شهرآشوب

نسخه های اصیل عهد عتیق

‌از شرابی ِشط ِگیسویت

تاک ها مست ِ مست می گردند

جام ها میگسار دست تو و...

باده های الست می گردند

‌شوق ِ در چشم های تو انگار

لشگر مست قوم تاتاری ست

قلب من کوچه های نیشابور

خون عطار در رگم جاریست

‌مست و دیوانه و پربشانم

بسکه با عطر تو گلاویزم

بسکه رویای چشم هایت را

در خودم عاشقانه می ریزم

‌من سماعی به عمر تاریخم

شمس تبریز می شود چشمت

غربت مولوی ِ در بلخم

داغ یک ریز می شود چشمت

#امیر_نقدی_لنگرودی

B L O G F A . C O M

برچسب: نویسنده: یاسین زارعی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 5:40

صفحه بندی