
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «من سماعی به عمر تاریخم شمس تبریز می شود چشمت» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من سماعی به عمر تاریخم شمس تبریز می شود چشمت غربت مولوی ِ در بلخم داغ یک ریز می شود چشمت بلخ تا قونیه شکوه تو بودمن که آواره ی پر از دردماز یمین و یسار ِ یادت را کوچه کوچه غریب می گردم ...
ادامه مطلب
من سماعی به عمر تاریخم شمس تبریز می شود چشمت غربت مولوی ِ در بلخم داغ یک ریز می شود چشمت بلخ تا قونیه شکوه تو بودمن که آواره ی پر از دردماز یمین و یسار ِ یادت را کوچه کوچه غریب می گردم دف به دف در سکوت رقصیدم در جهانی که درد می رقصد لاف می زد جهان خالی بندجنگجو در نبرد میرقصد در هوایت همیشه می چرخند دست هایم ، پرنده های تو اند تکیه ات را بهانه می گیرند شانه هایی که مبتلای تو اند در چلیپای خط چشمانت کلهر و میرعماد حیرانند از پریشانی خم گیسوت غزلی از بهار می خوانند خط ثلث لبت ، بهارآگین...
ادامه مطلب