
مغز و زبان تنهاترین رویای قصاب'>قصاب استچاقوی تیز و خون همه ، دنیای قصاب استوقتی جهان پر می شود از گله های گاوسلاخ هم ، همسفره ی شب های قصاب استبز خسته از کوه و کنار گوسفندان و ...سرگرم نُشخوار علف ، هم پای قصاب استدیگر چه فرقی می کند چوپان و سگ هایشوقتی تمام عمر در سودای قصاب استسگ ، پاسبان گله نه همدست چوپان و ...گرگ پدرسگ عضوی از شورای قصاب استاین روز ها پای سکوت کله پز ها هممهر طغای و جوهر امضای قصاب است! امیر نقدی لنگرودی بخوانید...
ادامه مطلب
شبیه قطره که توی فرات می ریزد جهان تمام خودش را به پات می ریزد هنوز عشق به یاد شُکوه چشمانت به خاک بُتکده ی سومنات می ریزد لبان حضرت حافظ شکوفه باران است از اینکه از لب مستت نبات می ریزد و گیسوان ...
ادامه مطلب
زیباترین احساس خود را رسم خواهم کرد دلدادگی ها در سرودم شکل می گیرد امیر نقدی نوشته شده در یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ساعت 8:45 توسط امیر نقدی | Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
بهترین مرگ خوردن " قهوه ی قجری" است چون همیشه پای یک "معشوقه" در میان است. امیـــــر نقدی لنگرودی نوشته شده در سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ساعت 17:19 توسط امیر نقدی لنگرودی | ...
ادامه مطلب
منزوی می شوم و مثل غزل در غم تو سر به صحرای جنون می کشم و می میرم امیر نقدی لنگرودی نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:0 توسط امیر نقدی لنگرودی | ...
ادامه مطلب
جنگ سوم جهانی جنگ خاورمیانه نیست جنگ آنهاییست که دوستت دارند . امیر نقدی لنگرودی نوشته شده در دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:53 توسط امیر نقدی لنگرودی | ...
ادامه مطلب
ناامن ترین نقطه ی دنیا خاورمیانه نیست چشم های توست. امیر نقدی لنگرودی نوشته شده در دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۶ساعت 9:20 توسط امیر نقدی لنگرودی | ...
ادامه مطلب
سیب های باغ او حوا ترین لحظه ها عرض اندامی برای سیب لبنان کرده بود امیر نقدی لنگرودی نوشته شده در سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:22 توسط امیر نقدی لنگرودی | ...
ادامه مطلب
وبلاگ شخصی امیر نقدی لنگرودیغزل ها و اشعار سپید امیر نقدی لنگرودی معادلات جهان را به هم بزن با هیچ بخند ذره ای حالا به حال ما چاپلین نوشته شده در یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:7 توسط امیر نقدی لنگرودی | ...
ادامه مطلب
جنگ سوم جهانی جنگ خاورمیانه نیست جنگ آنهاییست که دوستت دارند امیر نقدی لنگرودی نوشته شده در دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ساعت 8:31 توسط امیر نقدی لنگرودی | ...
ادامه مطلب
این که طوفان زده از حادثه ی تقدیرم بس که دریای غمت را به خودم می گیرم. درد من ، حال تو و آینه ها تنهاییست بی تو در آینه ها در شُرُفِ تکثیرم. گرچه این فاصله ها، خاطره ها را نو کرد روز و شب یاد " تو " را در بغلم می گیرم. بی تو از خاطره ها خاطره ای می ماند بی تو با خوب و بدِ خاطره ها درگیرم. " ابن سیرین " گره ی خواب مرا می فهمد ای " زلیخاییِ " چشمان شما ... تعبیرم. منزوی می شوم و مثل " غزل " در غم تو سر به صحرای جنون می کشم و می میرم. امیرنقدی لنگرودی...
ادامه مطلب