شبیه قطره که توی فرات می ریزد
جهان تمام خودش را به پات می ریزد
هنوز عشق به یاد شُکوه چشمانت
به خاک بُتکده ی سومنات می ریزد
لبان حضرت حافظ شکوفه باران است
از اینکه از لب مستت نبات می ریزد
و گیسوان تو در پنجه های خسته ی باد
هوای تازه و روح حیات می ریزد
به یاد هُرم نگاهت دوباره شعله ی عشق
درون سینه ی عین القضات می ریزد
صدای خنده ی تو شور دلکشی دارد
ز ساز کهنه ی قلبم بیات می ریزد
نفس بکش که بهار دم مسیحاییت
بهشت را به رگ کائنات می ریزد
امیر نقدی لنگرودی
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعی