خرید بک لینک

اینکه بعد از تو غمت را می پذیرم  دیدنیست

اینکه اینک بی تو چون دشت کویرم دیدنیست

 

روسری سر کردی و رفتی ولی در این میان

موج گیسوی تو و قلب اسیرم دیدنیست

 

شرح حالم را نمی گویم چه آمد بر سرم

اینکه بی تو در خودم باید بمیرم دیدنیست

 

هر که آمد گوشه ای از قلب من را کند و بُرد

زخم های قلب من با آنکه پیرم دیدنیست

 

روزگارم پر شد از بازی تلخی که در آن

حال و روزم ، فتنه ی شاه و وزیرم دیدنیست

 

سالها در انتظار دست هایت مانده ام

اینکه می آیی و دستت را نگیرم دیدنیست

 

توی دنیای عجیبی که در آن این روزها

می خورد وقتی به سنگ عشق تیرم ... دیدنیست

 

امیر نقدی لنگرودی

برچسب: نویسنده: یاسین زارعی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 2:17

صفحه بندی