تو می خندی و من در تو ، طناب دار می بینم تو را در آستین خود شبیه مار می بینم

خرید بک لینک

تو می خندی و من در تو ، طناب دار می بینم

تو را در آستین خود شبیه مار می بینم

به گوشم زمزمه می کردی از احساس خود اما

تو را این روز ها هر لحظه با اغیار می بینم

شبیه کشوری بعد از نبردی نابرابر هم

نگاه کودکان را بر خودم آوار می بینم

اگرچه خنده ات در من شبیه خنجری کاریست

فرود خنجرت را در خودم بسیار می بینم

بکُش ، تکرار کن هر روز این تکرار را گرچه

تمام زندگی را بر همین تکرار می بینم

جهان من تو بودی ، از همان آغاز خلقت باز

جهان را یکسره آلوده و بیمار می بینم

خدا می داند از روزی که چشمان تو را دیدم

شروع غصه هایم را از آن دیدار می بینم

سکوتی می کنم بی تو شبیه "صور اسرافیل "

سکوتی که دلیلش را فقط اجبار می بینم

امیر نقدی لنگرودی

وبلاگ شخصی امیر نقدی لنگرودی ...

ما را در سایت وبلاگ شخصی امیر نقدی لنگرودی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 224 تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 19:29

صفحه بندی