هر چند زندگی رخ ما را شکسته کرد
آتش به جان کشتی در گـِل نشسته کرد
آشی نخوردم و دهنم سوخت از غمش
دنیا همیشه جُـور به لب های بسته کرد
دنیا چه بی دلیل به ما زخم می زند
انگار قصد این من ِ از هم گسسته کرد
گرگی که یوسفی ندریده است و تهمتش
خنجر به قلب زخمی این گرگ خسته کرد
ما مست لحظه های پر از خنده ی غمیم
هر چند زندگی رخ ما را شکسته کرد
امیر نقدی لنگرودی
از مجموعه غزل بت های کشمیری
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعی