1 تیز و خون همه ، 1 1'>قصاب است
مغز و 1 1 از شب های قصاب است
وقتی جهان پر می شود از گله های گاو
سلاخ هم ، همسفره ی رویای قصاب است
بز خسته از کوه و کنار گوسفندان و ...
سرگرم نُشخوار علفها ، پای قصاب است
دیگر چه فرقی می کند چوپان و سگ هایش
وقتی تمام عمر در سودای قصاب است
سگ ، پاسبان گله و همدست چوپان و ...
گرگ پدرسگ عضوی از شورای قصاب است
این روز ها پای سکوت کله پز ها هم
مهر طغای و جوهر امضای قصاب است!
امیر نقدی لنگرودی
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعی